X
تبلیغات
رایتل
  • تماس با من


  • کهنه خاطره ها
    شنبه 18 فروردین 1386
    جشن خاطره ها !

     

    ثانیه ها و ساعتها و فصلها گذشت تا به فصل جدید زندگی رسیدیم !

    روزها با شتاب از کنار هم گذشتند تا تو مرا به باور رساندی به باور آن همه عشق و زیبایی !

    مهربانی لطیفت را حتی در سردترین روزهای زمستانی از من دریغ نکردی !

    چه دشوار اما ساده دل را به هم سپردیم و خاطره ها را باهم ساختیم !

    من که در کوچه پس کوچه های شهر غم گم شده بودم ناگهان به دنبال طنین

    صدای گرم و پرمهرت به شهر تو رسیدم ، به شهر پر از عشق و صداقت !

    تو معنای واقعی دوست داشتن را با صبوری به من آموختی چون خود نماد

    دوست داشتنی ...چون حضورت ، دمیدن روح زندگیست ...

    دست در دست و پا به پای هم پله های روزگار را بالا رفتیم ...

    بالا رفتیم تا آسمانی شدن گرچه تو ، خود از آن دیاری !

    و اکنون آمده ام تا خیلی آرام و ساده با سه دنیا احترام حضور همیشگی ات را سپاس بگویم ...

     

     

     

     



    قدم های عاشقونه : 149583


    Powered by BlogSky.com

    عناوین آخرین یادداشت ها