تو مقدسی مثل عبادتم ، تو رو دوست دارم مثل سعادتم ، به تو محتاجم و احتیاج من ! عادته نمی شه ترک عادتم ! تو نمای کامل صداقتی ، واسه من همیشه در نهایتی ! لذت تلاوت یه آیه ای ... دلنشین از تو هر حکایتی ... با تو هم صداشدن نیت من ، سایه ی بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من ! مثل نوری خالی از غبار ، مثل خواستن ، خواستن دیوونه وار ! مثل یه عتیقه پاک و بی نظیر اما در دست من بی اعتبار ... تو برای من عزیزترین کسی ، گل بی عیبی که دور از دسترسی ... زندگی برای من خواستنیه با تو هم صحبت و عیسی نفسی ... تو گرانبهاترین عتیقه ای از تو غافل نمیشم دقیقه ای

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

Image hosting by TinyPic
حرفهای خودمونی




کهنه خاطره ها

ONLINEIRAN.IR Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 16 آبان ماه سال 1385
...!

 

و ای باران ...! باران ...!

شیشه ی پنجره را باران شست !

از دل من اما ...

چه کسی نقش تو را خواهد شست !!!

 

 


شنبه 6 آبان ماه سال 1385
زندگی زیباست !

زندگی خالی نیست !

 

مهربانی هست ! سیب هست ! ایمان هست !

 

آری ... تا شقایق هست زندگی باید کرد ...

 

در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح !

 

و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد ...بدوم تا ته دشت...برم تا سرکوه...

 

دورها آوایی است که مرا می خواند ...!

 

 

 

 

 

 

 



قدم های عاشقونه : 53586


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها