X
تبلیغات
رایتل
  • تماس با من


  • کهنه خاطره ها
    جمعه 24 شهریور 1385
    روح زندگی من !

    و تو آن فرشته ای که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی !

    دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از

    عشق و محبت کردی !

    من که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم شده بودم ناگهان

    با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم !

    تو با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت

    روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی !

    در جاده ی زندگی شانه به شانه ی من روانه شدی ! روانه شدیم به سوی فردا !

    به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما ! راه دشواری است ! اما حضور محکم و

    استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان !

    اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ...با طنین صدای دلنشینت ،

    روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد!

    آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی !

    نازنیم ! زیباترینم ! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم !

     

     

     



    قدم های عاشقونه : 149583


    Powered by BlogSky.com

    عناوین آخرین یادداشت ها