تو مقدسی مثل عبادتم ، تو رو دوست دارم مثل سعادتم ، به تو محتاجم و احتیاج من ! عادته نمی شه ترک عادتم ! تو نمای کامل صداقتی ، واسه من همیشه در نهایتی ! لذت تلاوت یه آیه ای ... دلنشین از تو هر حکایتی ... با تو هم صداشدن نیت من ، سایه ی بلند تو روی سرم حافظ ثبات و امنیت من ! مثل نوری خالی از غبار ، مثل خواستن ، خواستن دیوونه وار ! مثل یه عتیقه پاک و بی نظیر اما در دست من بی اعتبار ... تو برای من عزیزترین کسی ، گل بی عیبی که دور از دسترسی ... زندگی برای من خواستنیه با تو هم صحبت و عیسی نفسی ... تو گرانبهاترین عتیقه ای از تو غافل نمیشم دقیقه ای

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

Image hosting by TinyPic
حرفهای خودمونی




کهنه خاطره ها

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 24 شهریور ماه سال 1385
روح زندگی من !

و تو آن فرشته ای که با آمدنت به روزگار تیره و تارم رنگ مهر و وفا بخشیدی !

دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از

عشق و محبت کردی !

من که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم شده بودم ناگهان

با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم !

تو با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت

روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی !

در جاده ی زندگی شانه به شانه ی من روانه شدی ! روانه شدیم به سوی فردا !

به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما ! راه دشواری است ! اما حضور محکم و

استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان !

اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ...با طنین صدای دلنشینت ،

روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد!

آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی !

نازنیم ! زیباترینم ! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم !

 

 

 


جمعه 10 شهریور ماه سال 1385
تردید !

 

 در مورد هر چه می گویی و می شنوی تردید کن و تحت تاثیر هیچ کس قرار مگیر !

همراه با تردید همه چیز را خوب ببین و بشنو ! در این حال که حساسیت تو افزون شده

آرام آرام پیامی را در می یابی و چیزی با تو سخن می گوید !

 

 

 



قدم های عاشقونه : 53571


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها