X
تبلیغات
رایتل
  • تماس با من


  • کهنه خاطره ها
    شنبه 21 مرداد 1385
    زندگی

     

    زندگی شاید خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد !

    زندگی شاید ریسمانی است که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد !

    زندگی شاید طفلی است که از مدرسه بر می گردد !

    یا عبور رهگذری باشد که کلاه از سر برمیدارد و به رهگذر دیگری با لبخند بی معنی میگوید:صبح بخیر !

    زندگی شاید آن لحظه ی مسدود است که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد !

    و در این حسی است ، که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت !

    آه .....!!!! سهم من این است ..........! سهم من این است ...!!!

    سهم من آسمانی است که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد !!!!

     

      



    قدم های عاشقونه : 149583


    Powered by BlogSky.com

    عناوین آخرین یادداشت ها