X
تبلیغات
رایتل
  • تماس با من


  • کهنه خاطره ها
    شنبه 17 تیر 1385
    یکی شدن !

     

     روزی خواهد رسید که یکی شدن من و تو در عالم یکرنگی و صداقت به وقوع خواهد پیوست!

     

    قسمت کردن این لحظه های دلتنگی با تو چه زیبا خواهد بود ، اگر

    تو را نیز این چنین لحظه هایی باشد از نوع من !

    آرزو دارم تمام نیازم ، احتیاجم ، آرزویم و این حس زیبای پنهان شده ی سینه ام را همانقدر

    احساس کنی که گویا نیاز توست ، آرزوی توست ، حس ریشه دار شده در وجود توست !

    دلم می خواهد دوست داشتن هایم را آنقدر حس کنی که گویی دوست داشتنی است ،

    هم رنگ و هم جنس دوست داشتن تو !

    دلم می خواست واژه ی ((تویی)) میان ما نبود ! تو ، من و من ، تو ، بودیم ...

    که باور بدان این لحظه های دلتنگی کمرنگ می شد و جای تمام این لحظه ها را

    تنها بی نیازی پر می کرد! بی نیازی از همه چیز و همه کس !

    حتی از فکر و اندیشیدن ! اندیشیدن به زیبایی ها ، خوبی ها و عشق ها ...!!! آری حتی عشق ها !

    چرا که وصل من و تو حادثه ای خواهد آفرید در فراسوی واژه ی عشق !

     

     



    قدم های عاشقونه : 149583


    Powered by BlogSky.com

    عناوین آخرین یادداشت ها